امام زمان (عج): براى تعجیل ظهور من ، در هر موقعیّت مناسبى ، بسیار دعا کنید که در آن فرج و حلّ مشکلات شما خواهد بود.      
کد خبر: ۱۰۴۹۹
گروه : اجتماعی » سایر
تاریخ انتشار: ۰۳ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۹
تعداد نظرات: ۲ نظر
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
مصاحبه ای بی نیوز به مناسبت سالروز فتح خرمشهر
مصاحبه با محمد علی قاسم پور آرانی از جانبازان شهرستان آران و بیدگل که افتخار حضور در عملیات آزادسازی خرمشهر را دارد.
سوم خرداد ، سالروز فتح خرمشهر آینه گویای تاریخ و جغرافیای دفاع مقدس است و جهاد آگاهانه  ملت ایران و یکی از بارزترین جلوه های نصرالهی است.
در این روز ، شهر مقاوم خیز خرمشهر که پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان ماه 1359 به اشغال حزب بعث عراق درآمده بود ، پس از 19 ماه ، به فرماندهی علی صیاد شیرازی و محسن رضایی ، طی عملیات بیت المقدس ،توسط رزمندگان اسلام فتح شد و پرچم اسلام ، بر فراز مسجد جامع و پل تخریب شده آن به اهتزاز در آمد.
سالروزآزاد سازی این شهر سراسر ایثار و مقاومت، بهانه‌ای شد تا پای صحبت یکی از جانبازان شهرستان که افتخار حضور در عملیات آزاد سازی خرمشهر را دارد بنشینیم:  
 
* جناب آقای  قاسم پور، به عنوان اولین سوال، در مورد خودتان برایمان توضیح دهید.
بنده متولد سال 1339 و دارای دو فرزند دختر و یک پسر هستم.  در زمینه ی تحصیلی مدرک کارشناسی علوم تربیتی و کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث دارم. شهید محمد علی قاسم پور یکی از برادران اینجانب است و شهیدان شیخ جواد قاسم پور، حسین قاسم پور و جواد قاسمی راد (که بعدها نام خانوادگی خود را تغییر دادند) پسرعمو های من هستند.در سال ۱۳۶۰ از طریق بسیج، وارد جبهه های جنگ شدم و تا پایان جنگ نیز، در عملیات های مختلفی همچون بستان، بیت المقدس، بدر، کربلای ۴ و ۵ و بسیاری از عملیات های  دیگر حضور داشتم. 
بعد از عملیات آزاد سازی خرمشهر، به عنوان مسئول ستاد زرهی لشکر نجف اشرف، گردان امام محمد باقر(ع)، فعالیت می کردم. در انتخابات سال 1358به عضویت دوره ی سوم شورای اسلامی شهربرگزیده شدم. همچنین مدت ها به عنوان رئیس اداره ی مسکن و شهرسازی، مشغول به خدمت بودم. در حال حاضر بازنشسته ی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران می باشم. 
 
* از حضورتان در عملیات  فتح خرمشهر و از همشهریانتان برایمان بگویید:   
مناطق غرب دزفول، طی عملیات موفقیت آمیزفتح المبین، آزاد شد. پس از آن،  منطقه ی مهم درتصرف متجاوزان،  شهربندری  و مهم خرمشهربود. شهری که دشمن، پس ازاشغال، آن را محمره نامید. 

یک گردان به نام گردان شهید علی معمار تشکیل شد. نیروهای رزمنده، موقع اعزام، روی پرده ها،  این شعار را می نوشتند " خرمشهر،  ما می آییم." شهید احمد بابا کمال، علی محمد اربابی، اصغرهارونی مقدم ، حسن آلویی و جمعی دیگر از شهدا و جانبازان شهرستان، در این عملیات حضور داشتند.
 
موقع عصر، بعضی بچه ها درسینه ی آفتاب می خوابیدندِ. چیزی که من توان آن رانداشتم .هرچه تلاش کردم که من هم مثل آنها کمی استراحت کنم نمی توانستم. 

 قبل از آزادی خرمشهر، دو شهر هویزه  و جفیر آزاد شده و دشمن از این منطقه فرارکرده بود. در یکی از روزها، پیکر شهیدی بر اثر ترکش گلوله متلاشی شد.  
 
 پیش خود گفتم اگر پیکر من متلاشی شود جمع آوری اعضایم مشکل نخواهد بود چرا که  داخل تمام جیب های لباس نظامی ام، یک کاغذ مقوا بود که روی آن نوشته بودم علی محمد قاسم پور، اعزامی ازکاشان،  البته من این ها را نوشته بودم که جنازه ام مفقود نشود. 
 
من در این عملیات،  ازناحیه ی شانه ی چپ مجروح شدم. علی اکبر سیفی زاده، موشک های آر پی جی را که در اطراف پراکنده بودند پیدا می کرد و برای شلیک می آورد. در این زمان، تنها در چند مرحله از عملیات آزادی خرمشهر حضور داشتم.  
 
 * حس و حال مردم، زمانی که خرمشهر آزاد شد چگونه بود؟  
 عملیات بیت‌ المقدس که منجر به آزادی خرمشهر شد در چهار مرحله اتفاق افتاد. بنده در مرحله ی دوم عملیات مجروح شدم. شدت جراحات به حدی بود که مجبور شدم جبهه را مدتی رها کرده و به سوی خانواده بازگردم. در هنگام آزاد سازی کامل این شهر، نزد خانواده بودم.  
 
با پخش خبر آزادسازی خرمشهر، مردم  به خیابان‌ها ریختند و به جشن و شادی پرداختند. امام  خمینی(ره) پیامی به مناسبت آزادسازی خرمشهر صادر کرد و فرمود: خرمشهر را خدا آزاد کرد. 
 مقاومت مردم خرمشهر، حماسه ای از یاد نرفتنی است؛ چرا که مردم این شهر در حالی به مبارزه با دشمن پرداختند که از پیش، برای این تهاجم و تجاوز، هیچ آمادگی نداشتند. 
 
* شنیده شده که در زمینه ی دفاع مقدس، چندین کتاب تالیف کرده اید؛ هدف شما از نوشتن کتاب هایی در این موضوع چیست؟  
یکی ازنگرانی ها و دغدغه های بنده ی حقیر، ثبت جان فشانی ها و خاطرات شهدا است. چرا که آن را حق شهیدان و بدهکاری خود به انقلاب اسلامی می دانم تا اینکه خداوند از برکت نام و یاد شهیدان، این فرصت  را نصیب بنده کرد. امیدوارم بخشی از بدهی خود را به انقلاب اسلامی، درپیام رسانی به وسیله ی قلم پرداخته باشم. 
 
* در مورد کتاب هایتان بیشتر برای ما توضیح دهید؟ 
 بنده تا به حال سه کتاب نوشته ام. کتابی با عنوان" پیچک نجات"، که  شامل خاطرات فرماندهان شهرستان آران و بیدگل در هشت سال دفاع مقدس با نثری روان و واژه های محلی است. 
 
در این کتاب، دلایل تجاوز عراق به خاک ایران، مطرح شده و بخش هایی همچون اجباری، صفر کیلومتر، هفته‌ای 90‌هزار، شاداب، تسویه حساب، خوابگاه شاوریه و کوچه پس کوچه‌های حلبچه، عنوان برخی از خاطراتی است که در آن آمده است. 
 
 در کتاب پیچک نجات ، ضمن توضیح  وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور، همچنین شهرستان آران و بیدگل، در سال های دهه ی پنجاه و شصت سعی نمودم با ذکر اسامی رزمندگان همشهری، یاد آن ها را گرامی بدارم. در قسمت های مختلف کتاب، به صورت مکرر از شهید غلامعلی پیچک ( ازفرماندهان منطقه غرب) و شهید نجات الله  افروزآرانی،  یاد کردم که نام کتاب، ترکیبی از نام خانوادگی و نام این دوشهید بزرگوار می باشد. بخشی به عنوان زجاجه ی عشق،(به معنای پیاله و لیوان)، مربوط به خاطرات من از عملیات بیت المقدس در این کتاب آمده است.  
 
کتاب دیگر بنده " دفاع قابل دفاع"،  حاوی 200پرسش و پاسخ  نسل جوان، در زمینه ی دفاع مقدس می باشد که در دست چاپ است.     
 
 همچنین"مروارید های مهجور" عنوان اولین کتاب من است که در سال 1383با موضوع تعلیم و تربیت با استناد به داستان های قرآن کریم منتشر شده است. 
 
* آیا تا به حال به عنوان مدافع حرم اهل بیت(ع) به سوریه اعزام شده اید؟    
با اینکه علاقه ی زیادی به رفتن به سوریه و دفاع از حرم عقیله ی بنی هاشم حضرت زینب(س) داشتم؛ این توفیق نصیبم نشد. 
 
* سخن آخر 
 جنگ هشت ساله یکی از دسیسه هایی بود که استکبار جهانی با هدایت صهیونیسم آن را به وجود آورد. هم اکنون نیز داعش ادامه ی همان دسیسه هاست. رشادات و توصیه های مراجع، به مثابه قطب نما در جنگ با داعش است که باید بر آن اعتماد کرد. 
 
گرچه کارون باشد از ما تشنه تر بر آب عشق/همچو خرمشهر جاری آب دارد تاب عشق 
جاودان خرم بمان، ای شهر نام آور که رفت/بر فلک آوازه ی زخم تو، از مضراب عشق

*مصاحبه گر: منیره ملکیان
*عکاس: سید مجتبی هنرمند
*تیم بروز رسانی آران و بیدگل نیوز
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
مقدم
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۶ - ۱۳۹۷/۰۳/۰۴
0
0
این رزمنده ی مخلص جزو معدود رزمندگانی است که به رغم دو بار مجروح شدن و بستری در بیمارستان امام خمینی ساری حاضر نشدند برای کمیسیون درصد به بنیاد جانبازان شرکت نماید!
ناشناس
|
-
|
۲۲:۵۲ - ۱۳۹۷/۰۶/۱۷
0
0
کتاب پیچک نجات و مرواریدهای مهجور قلمی یبا و روان دارد.باورکردنی نیست یک رزمنده که شاید فرصتی برای آموختن نداشته و درگیر جنگ و مسائل آن بوده اینچنین هنرنمایی کرده باشد. برایشان احترام قائلم و به روح برادر و پسرعموهای شهیدش دردو و دوصد درود خداوندی میفرستم.
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین عناوین
تلویزیون اینترنتی
گزارش تصویری